محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

264

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى سماء : مبتدا است و يا در صورت عمل كردن « لا » شبيه به ليس مىتواند اسم آن نيز باشد و خبر محذوف است كه در اصل چنين بوده است : « لا سماء موجودة » . ذات : صفت براى سماء است . يبليان : جمله حاليه براى « شمس » و « قمر » است . أن تتناهى : تاويل به مصدر رفته و متعلق به « مستقر » و « مستودع » است . شرح و تفسير ( الحمد للّه المعروف من غير رؤية و الخالق من غير رويّة ) ما خداوند را از راه انديشه و تدبر در آفرينش و آثارش مىشناسيم ؛ نه از راه ديدن و مشاهده مادى . ما انسانها ، كارهاى خود را از راه به‌كارگيرى نيروى شعور و آموزش و با استفاده از اعضاى بدن و آلات و ابزار انجام مىدهيم ؛ اما او تنها كافى است به هر چيزى كه مىخواهد ، فرمان بودن بدهد و آن‌چيز در جا محقق مىشود . هيچ چيز طبيعى و غيرطبيعى مانند خدا نيست . او در همه چيز اثر مىگذارد و از هيچ چيز اثر نمىپذيرد . ( الّذي لم يزل قائما ) خداوند ذاتا بىنياز از هر چيزى غير از خودش است و هيچ چيز از خدا بىنياز نيست . خداوند آغاز و پايانى ندارد ؛ چه اين‌كه او واجب الوجود است و سببى براى وجود او خارج از وجودش در كار نبوده است . ( إذ لا سماء ذات أبراج و لا حجب ذات أرتاج و لا ليل داج و لا بحر ساج و لا جبل ذو فجاج و لا فجّ ذو اعوجاج و لا أرض ذات مهاد و لا خلق ذو اعتماد ) خداوند بود و هيچ چيز با او نبود . او مبدا نخست هر چيزى است . . . برخى شارحان درباره